فردا بلندترین شب سال و " یلدا " است و فردای فردا اولین روز زمستان . به امید بهار ، زمستان دل انگیز را در یابیم .
شب است و گيتی غرق در سياهی
شب بلند است و سياهی پايدار ، ولی
باور به نور و روشنايی است ،
که شام تيره ما را ، از تاريکی می رهاند
و از دل شبهای يلدا ، جشن مهر و روشنايی شب است و گيتی غرق در سياهی
شب بلند است و سياهی پايدار ، ولی
باور به نور و روشنايی است ،
که شام تيره ما را ، از تاريکی می رهاند
و از دل شبهای يلدا ، جشن مهر و روشنايی به ما ارمغان می رساند
تيرگی هاتان در دل نور خاموش باد ،
شب يلدا را به نور قرنها قدمت جاری نگه داريم . . . .به ما ارمغان می رساند
تيرگی هاتان در دل نور خاموش باد ،
شب يلدا را به نور قرنها قدمت جاری نگه داريم . . . .
بحث داغ اين روزها ، تبليغات انتخاباتي شوراي شهر است و ستادهاي تبليغاتي روزهاي حساس و پرشوري را پشت سر دارند . ولي آنچه که مهم و تکرار مکررات است نحوه تبليغات نامزدها است که تمام نقاط شهر را کاغذ ديواري کرده و منظر شهر به قدري کريه و زشت شده که .... بماند .
نمي دانم اين عقيده ناصواب از کجا در اذهان حضرات نامزدها رسوخ کرده : که هر کسي که بيشتر عکس و پوستر با ژستهاي منورالفکرانه در کوي و برزن ، ديوراها ، درختان ، ميدانها و ... بچسباند حتما راي بيشتري ميآورد ؟ يعني انديشه مردم تا آن حد نزول دارد که فرق بين متخصص و متملق را نفهمند ؟ آثار اين همه اسراف و تباهي کي و از کدام ناحيه شهر سر در مي آورد ؟ انتخابي فاقد انديشههاي اوليه دموکراسي و استفاده از مبتذل ترين شيوه تبليغ چه ميتواند بيان کند ؟
حقيقت امر اين است که نامزدهاي انتخاباتي هماينک آنقدر از خود بيخودند که اين حرفها را جدي نگيرند . خدا کند لااقل مسئولين امر فکري براي اين معضل نموده و در پي طرح متد جديدي براي تبليغات انتخاباتي باشند تا لااقل نام دموکراسي و تبليغات انتخابات بيش از اين بازيچه دست اين و آن نشود .
استاد عابد ، اديب و شاعر دلسوخنه تبريزي به دياري باقي شتافت . استاد با آن که اشعار ممتاز علي الخصوص با موضوع اهل بيت عصمت و طهارت دارند ، اما آنچنان که بايد و شايد براي عموم مردم شناسانده نشدند ....
باشد که به رسم قديم و نديم بعد از مرگ تجليل و همايش از ايشان نيز برگزار شود . روحش شاد .
باغ مظفر مجموعه طنز جديدي از مهران مديري ، با مايههاي طنز و نقد مسائل جامعه ميباشد . آن گونه که در خبرها آمده : ظاهـــــرا موضوع اصلي داستان " باغ مظفر " بر اساس شخصيت " دن کيشوت " ساخته شده و بر تضاد فکري ميان شخصيتهاي اصلي و نوع نگاه مظفر خان نسبت به مسائل اجتماعي و خانوادگي پيگيري شده و با اين بده بستانها و کشمکشها موقعيتهاي طنز براي مخاطب پديد آمده است .
قصه از آنجا آغاز ميشود که دو نواده خان تهرانی در يک باغ و در مجاورت هم زندگي آرام و بسته اي دارند تا اينکه با ازدواج پسر مظفر خان با دختري از يک خانواده معمولي ، دنياي امروز وارد باغ شده و رفتار ديروزي ها و امروزي ها براي همديگر نا مانوس و مورد استهزا قرار ميگيرد .
مديري با طنزهاي هجو گونه اش در طول سالهاي اخير با اقبال فراواني از سوي مخاطب روبرو بوده و ثابت نموده که با شناخت کافي از سليقه بيننده به کار ادامه ميدهد .
مع الوصف اميد آن دارد که اين مجموعه به دام تکرار ، لودگي ، ابتذال و يا تعجيل گرفتار نشود . آنچنان که تا حالا مهران مديري به این امر سعي نموده و موفق بوده است .
يازدهم ذيقعده ( 12 آذر 85 ) مصادف با سالروز ولادت باسعادت حضرت امام عليبن موسيالرضا عليهالسلام بر پيروان صديقش ، جويندگان صداقت و پاکي خجسته باد .
خواسته ام در اين جايگاه، يعنى جايگاه بنده فقير نااميد، آن است كه...
گناهان گذشته ام را بيامرزى ،
و در باقيمانده عمرم مرا از گناه بازدارى ،
و پدر و مادرم را كه دور از خانه و خانواده و غريبانه در زير خاكها خفته اند، ببخشى .
...تنهايى شان را با انوار احسانت از بين ببر،
و وحشتشان را با نشانه هاى بخششت به انس بدل كن،
و به نيكوكارشان دم به دم نعمت و شادمانى بخش،
و به گناهكارشان مغفرت و رحمت عطا كن،
... تا به لطف و مرحمتت ازخطرات قيامت درامان باشند،
به رحمتت در بهشت ساكنشان گردان،
و بين من و آنان در آن نعمت گسترده شناسايى برقرار كن،
تا مشمول شادمانى گذشته وآينده شويم.
( بخشي از مناجات حضرت رضا با پروردگار )
پنجم ذيقعده ( 5 آدر 1385 ) مصادف است با بناي مجدد خانه کعبه بعد از طوفان نوح به وسيله حضرت ابراهيم ( ع ) و فرزندش اسماعيل ( ع ) . به بهانه اين روز اطلاعات عمومي از آن بيت امن ارائه ميشود :
در دحو الارض آمده که مکان کعبه اولين مکاني است که از زير آب بيرون آمد و عدهاي معتقدند که بناي اوليه آن توسط فرشتگان براي عبادت خدا ساخته شده و بعد از هبوط حضرت آدم به زمين حضرت آدم آن را بازسازي کرده و حتي توبه حضرت آدم نيز در آن مورد پذيرش واقع شده است ، که در طول زمانهاي مختلف و حوادثات جوي عليالخصوص طوفان نوح بناي آن چندين بار تخريب و تجديد بنا شده است .
ابعاد کعبه در زمانهاي مختلف متفاوت بوده است . هم اينک ارتفاع آن حدود 13 متر است . به سبب سيلي که در چند ده سال قبل به داخل مسجدالحرام روانه شده ، بيت مجددا بازسازي گشته و به عقيده شيعه هماينک مقدار طول و عرض آن از مقدار واقعي کمتر است . ( به همين دليل است که موقع طواف دست زدن ، زيارت و مس بيت و حتي حجر اسماعيل موجب بطلان طواف ميشود . چرا که گويي به داخل بيت تعرض شده است )
کعبه معظمه چهار رکن دارد که به ترتيب عبارتند از : رکن حجرالاسود ، رکن شامي ، رکن مغربي ، رکن يماني . بين رکن شامي و رکن مغربي حجر اسماعيل قرار دارد که محل دفن هاجر و بسياري از انبيا است. حجر اسماعيل اگرچه جزء قبله نيست ليکن به احترام آن قبور جزو مطاف بوده و طواف از درون آن باطل است .
شهيد دکتر شريعتي در راز تربيع کعبه تعبير ظريفي دارد :خدا بي شکل است ، بي رنگ است ، بي شبيه است و هر طرحي و وضعي که آدمي برگزيند خدا نيست ، خدا مطلق است ، بي جهت است ، اين تويي که در برابر او جهت مي گيري و اين است که تو در جهت کعبهاي و کعبه خود جهت ندارد و انديشه آدمي بي جهتي را نميتواند بفهمد ، مکعب يعني همه جهات و همه جهات يعني بي جهتي ...
و تو سرزمين خويش را منطقه حرم کن ، که در منطقه حرمي
عصر خويش را زمان حرام کن ، که در زمان حرامي
و زمين را مسجدالحرام کن ، که در مسجد الحرامي
که ، زمين مسجد خداست ...
و می بینی که نیست !...

