تبليغاتX
ایپک - رییس بازرگانی مردی برای فصول

   دوش در بوستان با رشیدی از اصحاب غار اتفاق مبیت اوفتاد موضعی طربناک و مباحثی به غایت متواتر . بر مناقب اهل دل صحبت همی رفت و شور بود و گلایه از آن حیث که در فقرات سبق ساققیز بر والی و بلدچی و جام جم چسبید اما بر مدار شیخ تجار نظر نداشتی از آن حیث که ( ما زیاران چشم یاری داشتیم ) آن هم به وقت صیام که از راه نیامده گرانی اش فزونتر مبارک گردانیده آن را . 

شيخ التجار آذربايجان - صادق نجفي

گرانی همین پنج روز و شش باشد        وین گرانی همیشه خوش باشد

به سیاق شیخ اجل نالیدم که هرچه نپاید دلبستگی را نشاید و این ارزانی چونان ستاره سهیل باشد و به علاقه و ادراک نگنجد . گفتا طریق چیست ؟ گفتم برای نزهت آن قطب دایره تجارت و فسحت تاجران کتابتی تصنیف کردن که بر جمیع مستضعف جماعت دست تطاول نباشد . حالی که این حکایت ذکر کردم کوپن ها بر باد رفت و دست خالی به فصلی از این دیباچه یازیدن .

فاضل با طریقت ، ناصر اهل بازار ، اتابک اعظم شیخ صادق نجفی ظل الله تعالی فی ارض تبریز رییس فخیمه سازمان بازرگانی به رسم سالیان ممتد همچون لوک خوش شانس سکان همی بر دست دارد و مفتخر به مقام شامخ مدیر نمونه کشوری که از عهد سازندگی بر دولت رایحات به ارث رسیده و البت به رضایت مندی ارباب رجوع مفتخر ایضا .

درویشی را حکایت همی کنند که بر شیخ صادق اذن دخول نموده و به آنی جواب استجابت شد و بعد او متمولی از حجره شیخ صادق به رضایت بیرون جست به سیاق آن درویش . راز این رضایت مندی از ظریفی استفهام گشت که از چه روی فقیر و غنی به رضایت پاسخ همی گیرند که مصلحت و فریب است و یا طریقی دگر ؟ که در عصر دیجیتال این معادله را تاب نباشد . ظریف جمله ای حکیمانه ندا در داد که به قولی تاب شنیدن نباشد اگر حق مطلب ادا نگردد و آن خاکی و بی پیرایگی شیخ صادق باشد انصافا .

یکی از جماعت اهل دلار سر بر جیب فرو برده در بحر چک و سفته مستغرق ، آنگه که از حساب و کتاب فارغ گشت چکی نجومی در وجه حامل بر کشید و از معاملت نو مشعوف تر ، در آن اثنا شیخ صادق وارد شد و سبب این شعف جویا ؟ تاجر اهل دلار آهی سر داده از کسادی بازار و تورم و ابطال یارانه و نامیزانی دخل و خرج گلایه و نالان به حد گریه و عجز و اشک و رشک ، آن چنان که شیخ صادق عینک از عیون مبارک بر داشته و بر احوال آن رجل گریان همی سرایید :

بر احوال مردی باید گریست          که دخلش هیجده بود خرجش بیست

تاجر اهل دلار بعد از ذکر احوال نگون بختی با کلنکسی آب دماغ مطهور نموده و عرض کرد : ما را چه تحفه و راهکار کردی ای شیخ ؟ شیخ صادق چانه مبارک خارییدن فرمود به رسم تفکر ، و به آنی بسته پیشنهادی قدر قدرتی رونمایی داد به نام نامی( نمایشگاه بین المللی ) ... بعد از سالی تاجر درمانده به متد پیشنهادی و به الفت با متاع دول چین برای خود کسی گشت شگرف ، اما  دل و عقل بر مانکن ها و غرفه دار های از نوع گالینابلانکای مستقر در نمایشگاه باخت آن چنان که رنگ رژ و بوی عطر و ادکلن چنان مست کرد که دامن از دست برفت .

و بدین سان علاقه شیخ صادق به نمایشگاههای ملون تا آنجا غلیان و فوران همی کرد که از برای ماشین آلات و فرش بگرفته تا گلهای خانگی و منجوق دوزی و حتی آشپزی و آرایشگری و مش و کوپ و تاتو تدارکش بنمود و خود با خدم و حشم و عکاس و فیلمبردار پر رنگ تر از محصولات و مدعوین بر حجرات وارد و جمله خلایق را به تفقد عنایت فرمود و در اختتامیه آن ها به مدد ویدئو پروژکتور و ارائه هزاران عدد و آمار غامض نتیجه همی گیرد که اقتصاد بازرگانی استانبه مدد تفکرات جناب شيخ صادق رشد نموده چنین و چنان ، که البت جمیع متخصصین اقتصاد و آمار  واله و مبهوت انگشت همی گزند و از خداوندگار عزو جل روزی دو صدبار دعا که بیش از این امتحان برای این قوم را مستحق نداند .

ذکر دیگر در مناقب شیخ صادق تئوری های منحصر به فرد و محیرالعقول ایشان را نقل آورند که بر مغز هیچ خلایقی خطور نگردد ، فی المثل به ضرس قاطع ابرام به ارزان شدن پودر رختشویی به مرور ایام کند چرا که عوام قدرت خرید از دست داده و این عدم ابتیاع باعث رکود تقاضا ، و ارزانی دگرباره گردد ؛ زهی خیال باطل ! چرا که به این قاعده مستضعف جماعت سالهاست خو دارد و قدرت خرید قوت و لایموت تهی تر از دیروز باشد اما این نا خریدن ها ! محلی از اعراب بر گرانی نگذاشته و حتی کک گرانفروش ها و به اصطلاح امروزی مافیاها نیز به گزیدن مفتخر نگردیده است .  

و جمله حدیث دیگر در نعت آن مفخر تجارت بخش مکرمه بازرسی یا به اختصار 124 را تورقی خوشتر مثال آورند که خلایق را سالهاست سرکار گذاشته و چونان آب در هاون کوفتن که تاب برخورد با گرانی از نوع پفک و لپ لپ همی دارد و زیاده از آن را قدرت نچربد و این معجون با مخلفاتی خدمت رسانی این چنینی ! ، فی الحال به بخش خصوصی واگذار گردیده و کاری گشته کارستان در این برهوت بثمن بخس . 

حدیث بعد در مناقب شیخ صادق ترویج بازار الکترونیکی باشد آنگونه که فقراتی رتبه کشوری نیز در این راه بربوده ولی از این حیث سخن ناگفتن بهتر باشد چرا که در بازار غیر الکترونیکی و به یمن حضور فیزیکی ، بازاری جماعت گنجشک را جای تمساح قالب مشتری همی کنند وای به روزی که مشتری در خانه نشیند و به فشار دکمه Enter تقاضا یک قالب صابون نماید که این اصناف منصف چنان صابونی به زیر پای مبارک کشند که صدای مشتری از وادی رحمت بر آید .

اما از هر چه بگذریم حکایت شایعه و حرفهای یک کلاغ و چهل کلاغ به مذاق عوام همچون حقیری خوشتر آید و آن هم تعامل و ارتباط صمیمی شیخ صادق با استاندار معزز باشد که همچون دو هوو تاب دیدن ندارند از این روی که گویا برخي اعوان و انصار شيخ صادق اصرار و ابرام همي کنند تا جامه مسند والي گري آذربايجان بر قامت دلرباي شيخ صادق بوشانند و زين روي حرف و حديث خاله زنکي در اين باب مشهود و نقل محافل است اگرچه شیخ صادق این مطلب را تکذیب ملیحانه بنموده و قدم زدن در نمایشگاه هاي برون مرزي را به کارهای از اين قماش ترجیح فرماید .

 پ ن : برگي از ساققيز چاپ هفته نامه آذر پيام مورخه ۵/۶/۸۷

نوشته شده توسط فرهاد باغشمال   | لینک ثابت |