پدر بزرگي دارم که دوران پيري و بازنشستگي را ميگذراند و پاي ثابت شبکههاي ملون خبري، هر موقع که به ديدارش نائل ميشوم سر سه سوت اوضاع و احوال ايران و جهان را مورد بحث کارشناسي قرار داده و در آخر نتيجه ميگيرد که هنوز ايام خوشمان است ببينيد چه بر سرمان خواهد آمد...
فيالحال با اين اوضاع قاراشميش هدفمندي يارانهها که بيشتر به هدفمَنگي و هدفمرگي سوق دارد، آن نتيجهگيري پدربزرگ بر ذهنم متبلور ميشود که گويي اين ايام، روزهاي خوش پادشاهيمان است که به غفلت ميگذرانيم و به قول شاعر بايد دريابيم که با طَرَب ميگذرد و الخ...
حالا مقولات روزمره و اساماسهاي طنز راجع به خوشهبندي را تکرار نميکنم و مثلا نميگويم که آبدارچي اداره با سه بچه قد و نيمقد و پدر و مادر عليل در خوشه سه قرار گرفته و رييس اداره با ماشين سفارش خريد از ينگه دنيا در خوشه دو، که اينها اظهرمنالشمس بوده و به قولي خوشچيني از دلدار و خوشهسپاري به دلبر است! اما از آنجا که مرکز آمار پس از کلي کار کارشناسي فيل به اين گُندهگي را هوا فرموده، موارد زير را مطرح ميکنيم، باشد که بکار آيد و خوشهها پربارتر گردند:
اول ـ بيانيه خودي بودن: ما کارمندان و کارگران فهيم و هميشه در صحنه که با وحدت و همبستگي در خوشه سوم (مرفهين بيدرد) مستقر شدهايم ضمن تبريک به مديران عزيز و زحمتکش مام ميهن که در خوشه يک و دو قرار دارند اعلام مينماييم که اين توطئه از آخور اجانب و استکبار و بيبيسي آب خورده که ميخواهند در بين صفوف شکستناپذير ما خلل وارد کرده و اتحاد ما را از بين ببرند، لذا در ارديبهشت ماه به سايت آمار نرفته و اعتراض هم نميکنيم تا مشت محکمي بر دهان ياوه گويان باشد. خوشه يک و دو هم گواري عزيزان دلبر.
دوم ـ تشخص بخشي: به احتمال قوي مرکز آمار با موضوع هدفمندي خيلي سَرسَري برخورد کرده و حتي (رُوم به ديوار) مقوله را سرکاري فرض نموده و برايش مبرهن شده که پرداخت يارانهاي در کار نيست و به قول معروف کي داده و کي گرفته است! لذا به طرفهالعيني با قرار دادن پايين دستيها در خوشه سوم، قصد داشته تا به آنها شخصيت اجتماعي و اقتصادي بدهد که خدايياش بنده از زمان دريافت پيامک خوشهاي به چنين اعتبار و غرور شخصيتي عارضم.
سوم ـ تشريک مساعي: شايد هم واقعا وضع معاش خوشه اول و دوميها قمر در عقرب است، که در اين صورت بر وجدان هر آزاده خوشه سومي چون من بايد مدام پتک نهيب وارد آيد که من با اين وضع مستاجري و دربدري و چندر گاز حقوق قانون کار نميتوانم زندگيام را بچرخانم خدا به فرياد آنها برسد.
چهارم ـ تلرانس خط فقر: اگر يادتان باشد مراجع ذيربط اعلام کرده بودند که خط فقر 700 هزار تومان است بعد که ضايع بازي شد اين خط را کمي پايين آورده و به 500 هزار تومان مقرر نمودند، حالا اين وسط خوشه از 500 هزار هم پايينتر نزول اجلاس فرموده و به حول و حوش 300 هزار تومان رسيده است. مخلص کلام يعني اينکه آب که سربالا رفت قورباغه ابوعطا ميخواند.
پنجم ـ اقساط بانکي: اگر شما هم در خوشه سوم (مرفهين بيدرد) بيتوته نمودهايد و يک و نيم برابر حقوق ماهيانهتان قسط بانکي داريد، بگونهاي که يک در ميان قسطها را پرداخت ميفرماييد که تکليف مشخص است؛ يا اين که مطابق مستندات مرکز آمار، وجود اين اقساط بانکي کذب محض است که از اين ماه هيچ تعهدي بر شما و ضامن محترم نميباشد و يا در صورت صحت وجود وام بانکي، مرکز آمار زحمت رتقوفتق پرداخت ديون بانکي را بکشد و خلاص.
ششم ـ خيرات حضرت عزرائيل: بين ما ترکها مثال مشهوري است بدين مضمون که: به ظريفي گفتند حضرت عزرايئل کودک خيرات ميکند. ظريف برگشت و گفت: کودک ما را نستاند خيرات او پيشکش! حالا اين حکايت ماست.

