تبليغاتX
ایپک - دکتر شریعتی
دکتر شریعتی 86/03/28 23:36

سال شمار زندگی دکتر :

۱۳۱۲: تولد ۳ آذر ماه
۱۳۱۹: ورود به دبستان «ابن یمین»
۱۳۲۵: ورود به دبیرستان «فردوسی مشهد»
۱۳۲۷: عضویت در كانون نشر حقایق اسلامی
۱۳۲۹: ورود به دانش سرای مقدماتی مشهد
۱۳۳۱: اشتغال در اداره ی فرهنگ به عنوان آموزگار. شركت در تظاهرات خیابانی علیه حكومت موقت قوام السلطنه ‌و دستگیری كوتاه. اتمام دوره دانش سرا. بنیانگذاری ‌انجمن اسلامی دانش آموزان.
۱۳۳۲: عضویت در نهضت مقاومت ملی
۱۳۳۳: گرفتن دیپلم كامل ادبی
۱۳۳۵: ورود به دانشكده ادبیات مشهد و ترجمه كتاب ابوذر ‌غفاری
۱۳۳۶: دستگیری به همراه ۱۶‌ نفر از اعضاء نهضت مقاومت
۱۳۳۷: فارق‌التحصیلی از دانشكده ادبیات با رتبه اول
۱۳۳۸: اعزام به فرانسه با بورس دولتی
۱۳۴۰: همكاری با كنفدراسیون‌ دانشجویان ‌ایرانی، جبهه ملی، نشریه‌ ایران ‌آزاد
۱۳۴۲: اتمام تحصیلات ‌و ‌اخذ مدرك ‌دكترا در رشته تاریخ و گذراندن كلاس‌های جامعه‌شناسی
۱۳۴۳: بازگشت به ایران و دستگیری در مرز
۱۳۴۵: استادیاری تاریخ در دانشگاه مشهد
۱۳۴۷: آغاز سخنرانی‌ها در حسینیه ارشاد
۱۳۵۱: تعطیلی حسینیه ارشاد و ممنوعیت سخنرانی
۱۳۵۲: دستگیری و ۱۸ ماه زندان انفرادی
۱۳۵۴: خانه نشینی و آغاز زندگی سخت در تهران و مشهد
۱۳۵۶: هجرت به اروپا و شهادت.

 

- مجموعه آثار طبقه بندی شده :

  1. مجموعه آثار - ۱ -با مخاطب های آشنا
  2. مجموعه آثار - ۲ -خود سازی انقلابی
  3. مجموعه آثار - ۳ - ابوذر
  4. مجموعه آثار - ۴ - بازگشت
  5. مجموعه آثار - ۵ - ما و اقبال
  6. مجموعه آثار - ۶ - تحلیلی از مناسک حج
  7. مجموعه آثار - ۷ - شیعه
  8. مجموعه آثار - ۸ - نیایش
  9. مجموعه آثار - ۹ - تشیع علوی و تشیع صفوی
  10. مجموعه آثار - ۱۰ - جهت گیری طبقاتی اسلام
  11. مجموعه آثار - ۱۱ - تاریخ تمدن۱
  12. مجموعه آثار - ۱۲ - تاریخ تمدن۲
  13. مجموعه آثار - ۱۳ - هبوط در کویر
  14. مجموعه آثار - ۱۴ - تاریخ و شناخت ادیان۱
  15. مجموعه آثار - ۱۵ - تاریخ و شناخت ادیان۲
  16. مجموعه آثار - ۱۶ - اسلام شناسی۱
  17. مجموعه آثار - ۱۷ - اسلام شناسی۲
  18. مجموعه آثار - ۱۸ - اسلام شناسی۳
  19. مجموعه آثار - ۱۹ - حسین وارث آدم
  20. مجموعه آثار - ۲۰ - چه باید کرد؟
  21. مجموعه آثار - ۲۱ - زن
  22. مجموعه آثار - ۲۲ - مذهب علیه مذهب
  23. مجموعه آثار - ۲۳ - جهان بینی و ایدئولوژی۱ تا ۵
  24. مجموعه آثار - ۲۴ - انسان
  25. مجموعه آثار - ۲۵ - انسان بی خود
  26. مجموعه آثار - ۲۶ – علی ع
  27. مجموعه آثار - ۲۷ - بازشناسی هویت ایرانی/اسلامی
  28. مجموعه آثار - ۲۸ - روش شناخت اسلام
  29. مجموعه آثار - ۲۹ - میعاد با ابراهیم
  30. مجموعه آثار - ۳۰ - اسلام شناسی
  31. مجموعه آثار - ۳۱ - ویژگی های قرون جدید
  32. مجموعه آثار - ۳۲ - هنر
  33. مجموعه آثار - ۳۳ - گفتگوهای تنهایی۱ و ۲
  34. مجموعه آثار - ۳۴ - نامه ها
  35. مجموعه آثار - ۳۵ - آثار گوناگون

 

- وصیت نامه

امروز دوشنبه سیزدهم بهمن ماه پس از یک هفته رنج بیهوده و دیدار چهره های بیهوده تر و شخصیت های مدرج ، گذرنامه را گرفتم و برای چهارشنبه جا رزرو کردم.........

عازم سفرم و به حکم شرع ،در این سفر باید وصیت کنم. وصیت یک معلم که از هیجده سالگی تا امروز ، جز تعلیم کاری نکرده و جز رنج چیزی نیندوخته است ، چه خواهد بود؟ جز اینکه همه قرض هایم را از اشخاص و از بانکها با نهایت سخاوت و بی دریغی « تماما » واگذار می کنم به همسرم که از حقوقم ( اگر پس از فوت قطع نکردند ) و حقوق اش و فروش کتابهایم و نوشته هایم و آنچه دارم و ندارم ، بپردازد.......

من می دانستم که به جای کار در فلسفه و جامعه شناسی و تاریخ اگر آرایش می خواندم یا بانکداری و یا گاوداری ، امروز وصیتنامه ام به جای یک انشای ادبی ، شده بود صورتی مبسوط از سهام و املاک و منازل و و مغازه ها و شرکت ها و دم و دستگاهها که تکلیفش را باید معلوم می کردم و مثل حال « به جای اقلام » الفاظ ردیف نمی کردم......

فرزندم ! تو می توانی  « هر گونه بودن » را که بخواهی باشی ، انتخاب کنی. اما آزادی انتخاب تو در چهارچوب حدود انسان بودن محصور است. با هر انتخاب باید انسان بودن نیز همراه باشد وگر نه دیگر از آزادی و انتخاب سخن گفتن بی معنی است ، که این کلمات ویژه خداست و انسان و دیگر هیچ کس......

تو هر چه می خواهی باش ، اما آدم باش . اگر پیاده هم شده است سفر کن . در ماندن می پوسی . هجرت کلمه بزرگی در تاریخ « شدن » انسان ها و تمدن هاست . اروپا را ببین . اما وقتی ایران را دیده باشی ، وگر نه کور رفته ای ، کر باز گشته ای....

اما تو ، سوسن ساده مهربان احساساتی زیباشناس منظم و دقیق ، و تو ، سارای رند عمیق عصیانگر مستقل ! برای شما هیچ توصیه ای ندارم . در برابر این تند بادی که بر آینده پیش ساخته شما می وزد ، کلمات که تنها امکاناتی است که اکنون در اختار دارم ، چه کاری می توانند کرد؟..........

و اما تو همسرم ، چه سفارشی می توان به تو داشت ؟ تو که با از دست دادن من هیچ کس را در زندگی کردن از دست نداده ای . نبودن من خلایی در میان داشتن های تو پدید نمی آورد ، و با این حال که چنان تصویری از روح من در ذهن خود رسم کرده ای ، وفای محکم و دوستی استوار و خدشه ناپذیرت به این چنین منی ، نشانه روح پر از صداقت و پاکی و انسانیت توست..........

آرزوی دیگرم این بود که یک سهم آب و زمین از کاهه بخرم به نام مادرم وقف کنم و درآمدش صرف هزینه تحصیل شاگردان ممتاز مدرسه این ده شود که در سبزوار تحصیلات شان را تا سیکل  یا دیپلم  ادامه دهند.....

و خدا را سپاس می گزارم که عمر را  به خواندن و نوشتن و گفتن گذراندم که بهترین « شغل » را در زندگی ، مبارزه برای آزادی مردم و نجات ملتم می دانستم  و اگر این دست نداد بهترین شغل یک آدم خوب ، معلمی است و نویسندگی  و من از هیجده سالگی کارم این هر دو...........

و آخرین وصیتم به نسل جوانی که وابسته آنم ، و از آن میان به خصوص روشنفکران و از این میان بالاخص شاگردانم که هیچ وقت جوانان روشنفکر همچون امروز نمی توانسته اند به سادگی ، مقامات حساس و موفقیت های سنگین به دست آورند ، اما آنچه که در این معامله از دست می دهند ، بسیار گرانبها تر از آن چیزی است که بدست می آورند. و دیگر این سخن لاادری فرنگی که در ماندن من سخت سهیم بوده است که « شرافت مرد همچون بکارت یک زن است . اگر یک بار لکه دار شد دیگر هیچ چیز جبرانش را نمی تواند . »

علی شریعتی  ـــ   ۱۳۴۸/۱۱/۱۳ 

نوشته شده توسط فرهاد باغشمال   | لینک ثابت |