تبليغاتX
ایپک - وقایعه یومیه ـ نمره اول

      عرض شود فدوی روز دویم هفته مقارن با یکشنبه نهم شعبان المعظم سنه 1428 در معیت علیا مخدره ( ضعیفه اسبق ) اراده مبارک نمودیم در این قهقرای مدرنیت نفس مبارکمان را به انفاس قدسیه صاحبان کمال و عاشقان جلال جبروتی اهل معنا بپیوندانیم به بازدید از نمایشگاه بین المللی کتاب تبریز . القصه پس از روده درازی های فراوان فی مابین جعده و تعویض دو فقره ارابه از تاکسی سمند قرتی و خط واحد مملو از نفوس به فرهنگهای نامیزان ، عیون مان به صحن نمایشگاه منور گردید و به جماعتی ملون و منقش از طایفه نسوان ایضا ...

حکمن ( حکما سابق ) و به صلاحدید سلطان بانو بدوا برای مبایعه فقراتی کتب دینی به سالن شهریار رحل نموده و البت آن چه که فی مابین کتب مذهبی مشهود بود قرآن مجید و مفاتیح الجنان به اندازه و رسم الخطهای متفاوت ایضا . خالی از عریضه نباشد که بازار کتب عرفانی ، درویشی ، خاطرات مریدان و مراد داغ بود که مهتران نیک از این چشمه ناب نیوشند و حقیر فقیر چون منی عاجز از این آبشخور ، که در ادراک نگنجد. این فقره نیز مستور نماند که در پاشنه سالن ، حجره ای موسوم به " تبریز بلاگ " منعقد بود و 8-7 جوان از فقرات اناث و ذکور به صرف چای مشغول ، و آن قدر گرم مصاحبت و مفاوضت بودندی که هوش از سرشان برفته و غافل از عالم پیرامون ، که مثال ترنج زنان مصر را به اذهان مبارکمان آورد که به رویت یوسف ، مدهوش و دستها ببرید بجای اکحال و الخ ...  بعد از چند بار دید زدن مان و سقیز شدن بر حجره " تبریز بلاگ "، طفلکی ژوگول برایمان از فواید سایت شان نطقید و ما هم در پیشگاه اهل منزل از فتوحات مجازی مان داد سخن راندیم و قس علیهذا ...

کاکل و شاه بیت نمایشگاه را در سالن امیرکبیر می یابی ، که هنرجویان هنرستان وزین استاد اقبال آذر هنرنمایی می نمودندی و از نقاشی ، کاریکاتور ، نمایش تیاتر و پانتومیم گرفته تا اجرای موسیقی زنده ( جانلی خودمان ) . که الحق و الانصاق نیک بایسته است به حضرات " دست مریزاد و خدا قوت " گفتندی که صحنه های بدیع و بکر خلق افکندی و در حظ تمام غور نمودیم . باری تب کتب علمی ، درسی و زبانهای فرنگی در این سالن فزون از حد بود و مشتاقان و طلاب مدارس عالیه هم بیشتر پی حل المسائل بودندی تا مباحث و مکاشفات .

سالن کتب بین المللی ( که سهند نامش است گویا ) شلوغ نبود و بیشتر برای متبحرین بود و پشت پیشخوانها هم به غایت اجنبی های فرنگی ، بالاخص هندی رویت می شد و از این سالن سر در نیاورده ، فی الفور به سالن مجاورش عزیمت نمودیم و بعد از آن نیز نظاره گر غرفه های مطبوعات استان . الیوم به طرفه العینی مکاشفه ای هم عایدمان گشت که یاللعجب مطبوعات استان آذربایجان شرقی بعد از طهران و مشهد رتبه سوم آمار تیراژی جراید را دارند که الحق می بایست احسنت گفت به این کمیت ! ولی در باب کیفیت ما خودمان با این سواد الکن خیلی حرفهای بالفعل و بالقوه داریم تا چه رسد به حاذقین ولایت . از محسنات افضل این سنه از نمایشگاه اعطای بن به واسط شعبه بانک رفاه مستقر در محل و بسته به مدرک تحصیلی ، که به اتفاق عیال در این قسم سوء استفاده فرهنگی نموده و حدود هشتاد هزار تومان بن ابتیاع نمودیم . عقربه های ساعت پیرامون نه شب را به رقص گذارده و کار بازدیدمان هم در شرف اتمام ...

فی الحال دو مشکل عارضم گشته ؛ از سویی کفشهای پاشنه بلند عیال معذبش نموده و بانک بر آورده که رمقی برای حرکت ندارم ، و مصیبت عظماتر کتب ابتیاعی است که سنگینی اش دیسک کمرم را می آزرد .

نرم نرمان قطرات باران پاییزی بر عینکم می غلطد و به اتفاق علیا مخدره عازم سرای ام الزوجه هستیم تا طاها ( ورثه اینجانب ) را که در آنجا به عاریه است برداشته و  عزم کاشانه نماییم . فی الحال ماییم و کتب خریداری شده که نمی دانم چه سان فرصت مطالعه و غورشان خواهد بود و یا این که مفتخر به زندان بانی این یاران بی زبان ایضا ... دیگر ملالی نیست تا وقایعه یومیه نمره دویم رخصت می طلبم .

 

الاحقر فرهاد باغشمال – تبریز سنه 1428  

 

نوشته شده توسط فرهاد باغشمال   | لینک ثابت |