تبليغاتX
ایپک - سفرنامه زنجان

   " یاسمین " دختر کوچولوی سه ماهه و خوشگل حمید ( هم اتاقی دوران دانشجویی و دوست خانوادگی بعدی ) بهانه ای شد تا در روزهای دوشنبه و سه شنبه هفته جاری به زنجان سفر کنیم . قبل ها چند بار نیز به زنجان رفته و حتی در سال 67 و به واسطه شغل پدر یک سال و نیم در زنجان زندگی کرده ام .

اتوبان تبریز ـ زنجان فاصله بین دو شهر را به حداقل ممکن کاهش داده ، هر چند که در مسافرت بدین طریق از دیدن مناظر طبیعی و کوهستانی استان محروم می شوی و حتی شهرهای مثل میانه را نیز در مسیر اتوبان نمی بینی ...

شهر زنجان وسعت بسیار یافته ، پیشرفت شهر بیشتر به سمت دروازه تهران است . بافت مذهبی مردم و هیات حسینی این شهر زبانزد عام و خاص است . از شاعران حسینی این شهر که تاثیر به سزایی در شعر عاشورایی دارد می بایست به استاد کلامی زنجانی اشاره نمود ... در خصوص پوشش مردم علی الخصوص حجاب زنان خوشبختانه هنوز به میزان تبریز مانتوها و روسری ها کوتاه نشده ! از نظر فرهنگی مردمی با سواد و روشن بوده و زبان مادری شان ترکی است ، هر چند که متاسفانه در بین جوانترها و علی الخصوص دختر خانمها و کودکان در حال فراموشی است و تقریبا اکثر خانمهای جوان و دانشجو (وای مردم از کلاس !) فارسی صحبت می کنند ( لابد اینطوری احساس بالندگی فرهنگی می کنند و این مثل را فراموش کرده اند که چشمه باید از سرچشمه بجوشد ... ) و حتی کار تا آنجا پیش رفته که وقتی طاها ( پسر 4 ساله ام ) ترکی صحبت می کرد همه با اشتیاق و تعجب گوش می دادند و قربان صدقه اش می رفتند که گویی فتح بزرگی کرده ... زنجانی ها مردمی ساده و صادقند و به نظر من بزرگترین حسن شان مهمان نوازی شان است که حاکی از صفای دورنشان است  و الخ ...

غار " کتل خور " در مسیر زنجان به خدابنده قرار دارد که به علاقمندان طبیعت توصیه می کنم حتما از این غار بازدید کنند . فاصله غار کتل خور تا غار علیصدر همدان 120 کیلومتر است . درون غار شبیه علیصدر است با طاقدیسها و ناودیسهای زیبا که انصافا برای آماده سازی و زیبایی اش زحمت زیادی کشیده اند . غار پیمایی با پای پیاده و در خشکی انجام می شود و البته هنوز انتهای غار کشف نشده و آن طور که راهنما می گفت تعداد طبقات زیر زمین غار 7 طبقه است و با توجه به این که در زیرزمین چهارم آب جاری بوده و هم سطح آب غار علیصدر می باشد لذا  این احتمال وجود دارد که این دو غار به هم متصل باشند .

به سبب تعطیلی رسمی روز سه شنبه نتوانستم از موزه مردان نمکی دیدن کنم . چند قبضه چاقوی جیبی ( سوغات صنایع دستی زنجان ) برای دوستان خریدم . ضمنا کتاب " جامعه شناسی نخبه کشی " را در مسیر رفت و برگشت تا نیمه خواندم .

چیزی که الان عارضش شده ام دلتنگی ام به یاسمین کوچولوست . همین ...

 

نوشته شده توسط فرهاد باغشمال   | لینک ثابت |